قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
682
درة التاج ( فارسى )
شمال روذ ، ، و آن ديگر را ذنب ، و او آن است كى جون از آن بگذرد در جنوب روذ . و جون جنين يافتيم كى جون قمر مسامت شمس شوذ در احدي النّقطتين ، و كسوفى واقع شوذ آنجا ، و شمس به حركت خاصّ خود باز گردذ به آن نقطه ، و در آنجا كسوفى ديگر واقع شود ، - كسوف ثانى در آن موضع از فلك بعينه نبوذ « 1 » ، بل در موضعى ديگر بوذ مايل ازو به جهت مغرب ، استدلال كرديم ازين بر آنك فلكى ديگر نقل مىكند « 2 » نقطهء رأس [ و ] ذنب را به جهت مغرب ، و آن را فلك جوزهر خوانند . بعد از آن قمر هرگاه كى نزديك مىشد بتربيع آفتاب و سريع السّير مىبوذ ، ازدياد سرعت او آنجا اشدّ مىبود از ازدياد سرعت او در موضعى ديگر . و اين دليل است بر آنك فلك تدوير او متحرّك است - بر محيط فلكى خارج مركز ، تا « 3 » نزديك شود به زمين يك بار ، و دور شود ديگر بار . و استدلال كردهاند بر وجود فلكى ديگر - كى محرّك بعد ابعد او باشد بسبب رسيدن او بهر يكى از اوج - و حضيض در هر دورى دو بار ، اين همه بر تقدير عدم اختلاف حركت بسيطه - و عدم انخراق فلك است . و اختلاف هيآت تشكّل نور قمر بسبب اختلاف اوضاع او از آفتاب ، دلالت كرد بر آنك او را نورى نيست در نفس خوذ ، بل كى نور او از آفتاب است ، و جون ماه مقارن آفتاب شوذ ، ( و ) جه مظلم او مواجه ما باشد ، و او را مضىء نبينند ، و جون ميل كند بر وجهى - كى وجه مضىء او منحرف شود بسوى ما . او را هلال بينند ، و جون بعد ميان او - و آفتاب به مقدار ربع « 4 » دائره گردذ ، نصف او مضىء بينند ، و جون مقابل آفتاب گردذ ، و جه مضىء او ، - همه بسوى ما باشد . پس او را تامّ النّور بينند
--> ( 1 ) - بوذ - اصل . ( 2 ) - ميآيد - اصل . ( 3 ) - يا - م . ( 4 ) - بعد - م .